پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
خر
نوشته شده در جمعه 21 شهریور 1393
بازدید : 91957
نویسنده : malasfarham

بخونيد و بخنديد

 


خری امد بسوی مادر خویش

که ای مادر مرا رنجم نده بیش

برو امشب برایم خواستگاری

اگر تو کره ات رو دوست داری

خر مادر بگفت ای کره خر جان

تو رو من دوست دارم بیشتر از جان

برو بنگر همه خرهای خوشگل

یکی رو بر گزین این نیست مشکل

خرک با شادمانی جفتکی زد


کمی عرعر نمود وپشتکی زد

بگفت مادر به قربانه نگاهت

به قربان دو چشمانه سیاهت

خر همسایه رو عاشق شدم من

به زیبایی نباشد مثل ان خر

خر مادر بگفت پالون به تن کن

بزرگانه محل را تو خبر کن

همه خرها شدند جمع در طویله

همانطوری که رسم است در قبیله

خران از شوقشان عرعر نمودند

ز یونجه کامشان شیرین نمودند

خری انگاه سخن اینگونه بگشود

وصال این دو خر اینگونه بنمود

 

توای دوشیزه خانم سم طلایی

به عقد دائم این خر درایی

میان خرها یک خر ندا داد

عروس رفته بچینه یونجه در باغ

چنان شور و هیاهویی بپا شد

که خر داماد یهو لنگش هوا شد

به امید خوشی و شادمانی

برای این دو خر در زندگانی.خخخخخخخ.

 





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید