پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
گوشواره
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 92696
نویسنده : malasfarham

تو زندگی خیلی حرفا شنیدیم که گفتن باید آویزه ی گوش بشن که در مورد اکثر قریب به اتفاقشون هم این اتفاق نیوفتاده. یکی از چیزایی که چند سال پیش جایی خوندم و همین حس گوشواره بودن بهم دست داد این بود که هیچ وقت در مورد چیزی توضیح نده چون کسی که حرفت رو باور میکنه نیاز به توضیح نداره و اونی که باور نمیکنه با هزار توضیح هم باورت نمیکنه، این یکی از استثنائات بود که میتونم با اطمینان بگم بیش 90 درصد مواقع بهش عمل کردم. 

جاهایی لازم بوده اتفاقاتی رو توضیح بدم و دادم، نه برای اینکه کسی حرفمو باور کنه بلکه برای اینکه خودمو مرور کنم. 





نسبت یار به هر بی سر و پا نتوان کرد ...
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 91272
نویسنده : malasfarham

حالا که نیستی باید یاد بگیرم چطور فرداهای بی تو را زندگی کنم. 

از خدا که پنهان نیست از تو هم نباشد، گاهی عجیب دلتنگت می شوم. اما یاد گرفتم رامش کنم و خاطراتت را بگذارم و بگذرم و باز برسم به بی کسی های شیرین و همیشگی ام ...

قسم به همان احساسی که روزی بود و امروز نیست، من خوبم. بهتر از تمام روزهایی که تو بودی و از بودنت سرشارم می کردی ... 


+ عنوان برگرفته از ترانه ای از گروه دنگ شو





ثبت 9 هزار طلاق به خاطر
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 91900
نویسنده : malasfarham

داروهای بیماران ام اس را سیاسی نکنید/ ثبت 9 هزار طلاق به خاطر "ام اس"  


دبیر جشنواره فرهنگی و هنری ام اس گفت: بیماران ام اس جزو شهروندان درجه یک کشور محسوب نمی‌شوند و داروهای این بیماران غالبا سیاسی می‌شود و به سختی در اختیار این بیماران قرار می‌گیرد.

به گزارش سرویس سلامت ایسنا، حسین کاکاوند با نام جشنواره پروانه‌های امید که در اداره کل فرهنگ و ارشاد استان تهران افتتاح شد، گفت: برای این جشنواره هزار و صد مقاله در 11 رشته و در مدت زمان دو ماه با موضوع بیماری ام اس دریافت کردیم که این به معنی تلاش این بیماران برای حضور در جامعه بوده است.

وی افزود: این جشنواره قرار است که به صورت دوره ای برای بیماران ام اس برگزار شود که هدف این جشنواره تقویت روحیه بیماران ام اس و آشنا شدن جامعه با این بیماری است.

کاکاوند با اشاره به وضعیت کنونی بیماران ام اس اظهار داشت: این برنامه به این منظور برگزار می شود که بیماران ام اس بتوانند حرف‌ها و اعتراضات خود را بیان کنند البته اعتراضی که بیماران ام اس می‌کنند به صورت شیشه شکستن و یا تظاهرات نیست بلکه اعتراض این افراد به صورت برگزاری برنامه و گردهمایی و همایش است تا بتوانند توجه مسئولان را به کاستی‌های موجود جلب کنند.

وی در ادامه تصریح کرد: بیماران ام اس می خواهند روی پاهای خود بایستند به این شرط که دولت داروهای این بیماران را سیاسی نکند و دست تمام بیماران به داروها برسد و البته مردم توجه داشته باشند که تمام بیماران ام اسی ناتوان نیستند و حتی می توانند راه بروند و این تصور که این بیماران همیشه روی ویلچر هستند، تصور اشتباهی است.

دبیر جشنواره پروانه های امید گفت: هر روز 4 نفر در انجمن ام اس ثبت نام می‌کنند که سن آنها زیر 30 سال است و تمام این افراد می توانند زندگی کنند به شرط اینکه دارو در اختیارشان قرار بگیرد و امکاناتی برای ورزش کردن داشته باشند.

وی در ادامه به صحبت‌های رییس جمهور اشاره و اظهار داشت: رییس جمهور بیان کردند که تمام مردم کشور، شهروند درجه یک هستند و طبقه بندی معنایی ندارد اما متاسفانه رییس جمهور و دولت بیماران ام اس را از این قائده مستثنی کردند و این بیماران را جزء شهروندان درجه یک محسوب نمی‌کنند و هیچگونه امکاناتی دراختیار این بیماران قرار نمی دهند.

کاکاوند در مورد آمار طلاق در میان این بیماران اظهار داشت: 9 هزار طلاق در انجمن ام اس به ثبت رسیده است که این نشانه عدم آگاهی مردم است که زندگی و کانون خانواده خود را به دلیل داشتن بیماری همسرشان از بین می برند و توجهی ندارند که این بیماران می توانند زندگی عادی داشته باشند.

وی در پایان بیان کرد: مبتلا شدن به بیماری ام اس در دست خودمان نبوده و نیست ولی ما نیازمند یک همکاری و همیاری هستیم و باید توجه داشت که با بیماری ام اس می توان زندگی کرد و فقط کمی باور لازم است.

در حاشیه این جشنواره نمایشگاهی از آثار مبتلایان به ام اس افتتاح شد و علاقمندان می توانند همه روزه تا 9 خرداد از ساعت 18 تا 21 از این نمایشگاه بازدید کنند .

همچنین از برنامه های دیگر این جشنواره پخش فیلمهای خط آفتاب، طلا و مس، گلبهار، راه و بیراهه که با موضوع ام اس ساخته شده از ساعت 18 تا 21 در اداره کل فرهنگ و ارشاد استان تهران پخش و مورد نقد و بررسی صاحبنظران قرار می گیرد.




بازدید : 91731
نویسنده : malasfarham

خیلی دور، خیلی نزدیک

امروزه با پیشرفت علم، روش های درمانی جدیدی برای درمان بیماری های صعب العلاج به کار گرفته می شود. یکی از روش های درمانی نوین، سلول درمانی است که همان طور که از اسمش پیداست، درمان بر پایه سلول است.  

به طور ساده، در این فرآیند به جای تزریق دارو، سلول به بدن تزریق می شود. برای ضرورت و اهمیت سلول درمانی کافی است به چند نمونه از بیماری های تخریب کننده و پیش رونده مانند آلزایمر، پارکینسون، بیماری ام اس و... توجه کنیم. علت چنین بیماری هایی از دست رفتن سلول هایی است که دارای عملکرد حیاتی در بدن هستند. به طور مثال علت بیماری پارکینسون از بین رفتن سلول ها در قسمت خاصی از مغز است که وظیفه آنها تولید ماده ای به نام «دوپامین» است.  

 

در ابتدای بیماری، درمان دارویی جوابگوست. در درمان دارویی، بیماران از داروهایی استفاده می کنند که سلول های مغزی این داروها را به دوپامین تبدیل می کنند یا از تخریب دوپامین جلوگیری می کنند. مشکل اصلی زمانی بروز می کند که با پیشرفت بیماری، سلول های عصبی که به مرور در حال از بین رفتن هستند به نصف و حتی یک چهارم کاهش می یابند. در چنین حالتی دارودرمانی کم اثر خواهد شد زیرا سلول به حد کافی وجود ندارد تا با تولید ماده دوپامین جلو لرزش دست و کندی حرکات بیمار را بگیرد. در مورد بیماری آلزایمر روندی مشابه در سلول های قسمت دیگری از مغز رخ می دهد و فراموشی حاصل می شود. در بیماری دیابت سلول های انسولین ساز یا تخریب شده اند یا از ابتدا فعالیت لازم را نداشته اند. در تمامی موارد ذکرشده با جایگزین کردن سلول های جدید نه تنها بیماری کنترل می شود، بلکه در بسیاری از موارد با سلول درمانی به درمان کامل این بیماری ها امیدوار خواهیم بود.  

در حال حاضر سلول درمانی در زمینه های مختلفی در حال ورود به عرصه بالین است. ترمیم بافت های آسیب دیده قلب بعد از سکته های قلبی، ترمیم بافت های استخوانی (مانند شکستگی های لگن و ساق پا)، درمان بیماری های چشم (مانند ترمیم قرنیه و شبکیه)، درمان بیماری های عصبی (مانند آلزایمر، پارکینسون و بیماری ام اس)، ضایعات عصبی و قطع نخاع، ترمیم سوختگی ها و ضایعات پوستی، ترمیم آسیب های کبدی، کاربرد سلول های بنیادی در دیابت، ترمیم غضروف (لاله گوش، تیغه بینی، تاندون ها و منیسک)، تولید خون کامل، درمان کم شنوایی و درمان ناباروری و... از جمله مواردی هستند که در فازهای مختلف کارآزمایی های بالینی هستند و بی شک سلول درمانی، انقلابی در درمان بسیاری از بیماری ها به وجود خواهد آورد.
    در این میان چند نکته حایزاهمیت است که باید به آن پرداخت؛ نکته اول منبع سلول برای سلول درمانی است. برای این منظور باید به دنبال سلول هایی باشیم که به میزان کافی در بدن وجود داشته باشند یا بتوانند به میزان زیاد تکثیر شوند و در عین حال به سلول های موردنظر (قلبی، استخوانی و...) تبدیل شوند. سلول های بنیادی یکی از منابع اصلی هستند که می توانند مشکلات ذکرشده را حل کنند. سلول های بنیادی قادرند به طور نامحدود هر نوع سلولی را به وجود آورند که این خصوصیت باعث استفاده حیرت آور این سلول ها در علم پیوند اعضا و سلول شده است. علاوه بر این می توان به گونه ای این سلول ها را از نظر ژنتیکی تغییر داد تا پس از پیوند، توسط سیستم ایمنی بیمار رد پیوند صورت نگیرد. سلول های بنیادی در بدن همه انسان ها وجود دارد، ولی با افزایش سن تعداد آنها به شدت کم می شود. به همین دلیل است که شکستگی های استخوانی در سنین کودکی و جوانی سریع تر ترمیم می یابد. در اغلب بافت های افراد بزرگسال سلول های بنیادی ای وجود دارند که وظیفه آنها جایگزینی مداوم سلول های ازبین رفته با سلول های تازه و جوان است. بافت هایی مانند پوست، عضله، روده و مغزاستخوان ازجمله بافت هایی هستند که دارای سلول های بنیادی ویژه بافت یا سلول های بنیادی بزرگسال هستند. نکته جالب توجه این است که اگر سلول های بنیادی از یک بافت گرفته شود برای ترمیم بافت های دیگر هم می توان از آن استفاده کرد. مثلابا لیپوساکشن می توان سلول های بنیادی را از چربی خود فرد جدا کرد و آن را به سلول عصبی یا قلبی تبدیل و دوباره به همان فرد تزریق کرد. خوشبختانه پیشرفت علمی در زمینه سلول های بنیادی به حدی بوده که می توان سلول های پوست یک فرد بالغ را به سلول های بنیادی جنینی تبدیل کرد و دوباره آن را در سلول درمانی بیماری های مختلف به کار برد.
    منبع دیگر سلول های بنیادی، جنین است. جنین در این تعریف عبارت است از یک جنین حدود 10،16 هفته ای در دوران بارداری. سوالی که پیش می آید این است که چگونه از یک جنین در این مرحله سلول بنیادی جدا می شود؟ از آنجایی که جنین به سرعت در حال رشد است، از نظر علمی و اخلاقی گرفتن سلول در این مرحله امکانپذیر نیست. بنابراین از جنین های سقط شده استفاده می شود. جنین های سقط شده قبل از هفته20 بارداری برای این منظور استفاده می شود. در بعضی از کشورها، سلول بنیادی ناشی از سقط جنین در درمان بیماری پارکینسون در انسان به کار رفته است. تا به حال بیش از 400مورد پیوند سلول های بنیادی جداشده از جنین سقط شده به بیماران پارکینسونی انجام شده است. اگرچه بیش از 60درصد بیماران بهبود یافته اند، اما برای هر بیمار پارکینسونی نیاز به شش تا 10جنین سقط شده است که یک محدودیت اساسی برای این نوع از سلول های بنیادی است.
    منبع دیگر سلول های بنیادی، جفت و بندناف است. همزمان با تولد نوزاد، خون بندناف حاوی تعداد زیادی از سلول های بنیادی خون ساز است که همانند سلول های خون ساز به دست آمده از مغز استخوان، در حال حاضر، عمده ترین مصرف آنها در درمان بیماری های خونی و سرطانی است. بعد از تولد جنین، اجزایی وجود دارد که از مادر خارج می شوند و شامل بندناف، خون بندناف، مایع آمنیوتیک و جفت است که همه آنها به عنوان منبع سلول های بنیادی قابل استفاده است. امروزه استفاده از سلول های بنیادی خون بندناف مورد استقبال قرار گرفته است. در بسیاری از بیمارستان ها بعد از تولد، خون بندناف جمع آوری می شود و بعد از انتقال به مراکز خاص سلول بنیادی از خون جداسازی می شود و در مخازن بانک سلولی نگهداری می شود تا در آینده برای همان فرد مورد استفاده قرار گیرد. این کار باید با فرهنگ سازی به صورت همه گیر درآید. همان طور که قبلاگفته شد، سلول های بنیادی در دوران جنینی و کودکی به میزان زیادی در بدن وجود دارند، و این میزان با افزایش سن کاهش می یابد. در حالی که بیشتر بیماری هایی که نیاز به سلول درمانی دارد در سن بالابه وجود می آیند. از طرفی همیشه سلول های بنیادی در دسترس نیست و در مواقع ضروری باید منبعی از سلول های بنیادی وجود داشته باشد. به این منظور دانشمندان به فکر ایجاد بانک سلول های بنیادی افتاده اند.
    خوشبختانه همگام با پیشرفت های اخیر دنیا در زمینه سلول های بنیادی این موضوع در کشور ما نیز مورد توجه قرار گرفته و فعالیت های خوبی توسط چند مرکز پژوهشی و دانشگاهی در این مورد انجام گرفته است. نکته دیگر در مورد سلول درمانی، آموزش این علم است. بدون شک یکی از دلایل اصلی پیشرفت سریع در زمینه سلول های بنیادی در ایران، تحقیق گسترده توسط طیف متفاوتی از محققان علوم پایه (ازجمله بیولوژی سلولی مولکولی، فیزیولوژی، بیوشیمی) و اساتید بالینی (ازجمله چشم، اعصاب، ارتوپدی، هماتولوژی) است.
     وقتی واژه «سلول درمانی با سلول های بنیادی» مطرح می شود، به نظر می رسد سازوکارهای جدیدی باید اندیشیده شود، چراکه برای کاربرد سلول های بنیادی انتظار از گروه بالینی فزونی می گیرد و به نظر می رسد کشوری که بتواند بسترهای مناسب را در حیطه بالینی مهیا کند، می تواند گوی سبقت را از دیگران برباید. گام اول در این زمینه ایجاد آموزش لازم به پزشکان آینده در زمینه سلول های بنیادی و سلول درمانی است. هرچند در بعضی از دانشگاه های کشور ازجمله دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی واحد درسی «سلول درمانی با سلول های بنیادی» به صورت واحدی انتخابی برای دانشجویان انترن در دوره کارورزی ارایه می شود، ولی هم اکنون واحد مصوبی در زمینه سلول های بنیادی و سلول درمانی در برنامه درسی دانشجویان پزشکی قرار ندارد. نکته آخر و بسیار مهم، موضوع اخلاقی سلول درمانی است. در اطلاع رسانی عمومی کاربرد سلول های بنیادی باید به این نکته توجه شود که انتظارات بیش از حد از توانایی این تکنولوژی (مانند ساخت اندام هایی مثل قلب و کلیه) در مردم به وجود نیاید. کاربرد قابل انتظار بهره گیری از سلول های بنیادی در شرایط فعلی و آینده نزدیک، ترمیم بافت های آسیب دیده است. هرچند همین کاربردها نیز در صورت فراگیرشدن، انقلابی در پزشکی محسوب می شوند. همچنین استفاده از سلول های بنیادی با چالش های اخلاقی متفاوتی روبه رو است، مثلامی توان از سلول های بنیادی برای شبیه سازی حیوانات و انسان استفاده کرد که به دلیل مسایل اخلاقی، شبیه سازی انسان در همه جای دنیا به صورت رسمی ممنوع است. به علاوه، استفاده از سلول های بنیادی در انسان با توجه به عوارضی که می تواند پیش رو داشته باشد، باید پس از حصول اطمینان کامل از ایمن بودن آنها پس از مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی گسترده صورت گیرد.
         
 منبع: شرق، ش2072 تاریخ 2/5/93، ص9(علم) نویسنده: حسن نیک نژاد**عضو هیات علمی و رییس دانشکده فناوری های نوین دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی




دارو زیر تیغ تحریم
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 92748
نویسنده : malasfarham

 
    از سال های 2010 تا 2014 صنعت داروسازی روسیه که در زمره کشورهای پیشرو در صنعت دارو قرار گرفته است، رکورد بزرگی را در جذب و مشارکت سرمایه شاهد بوده است. با این حال تحریم های اخیر غرب بحث های بسیاری را در میان مدیران صنایع دارویی درخصوص میزان تاثیرگذاری این تحریم ها در طرح های سرمایه گذاری محلی به وجود آورده است.
     این تحولات موجب بروز سوالاتی در خصوص آینده جذابیت در بازار وسیع دارویی روسیه شده است.
    بازگرداندن و الحاق شبه جزیره کریمه در ماه مارس به روسیه باعث اعمال تحریم های چند کشور غربی در مورد تجارت آزاد و همچنین برخی مقامات روسی شده است. ایالات متحده درصدد مسدود کردن دارایی های افراد و شرکت های روسی و ممانعت از انجام تجارت آنها با شرکت های آمریکایی به ویژه در صنایعی با تکنولوژی پیشرفته (های تک) است. همچنین ایالات متحده از حضور مدیران ارشد خود در جلسه انجمن بین المللی اقتصاد در سن پترزبورگ در ماه مه ممانعت به عمل آورده بود، اما در موازات با این محدودیت ها، اتحادیه اروپا به لحاظ وابستگی شدید به گاز روسیه و عنوان کردن ملاحظات قانونی و اقتصادی در زمینه انرژی، اقدامات سبک تری را در مقایسه با آمریکا انجام داده است. مانند محدودیت ویزا و حداقل میزان مسدود کردن دارایی های روسیه. به رغم ذکر تحریم صنعت انرژی و امور مالی روسیه؛ انجام عملی آن بسیار بعید به نظر می رسد.
         سرمایه گذاری در یک صنعت بزرگ
    روسیه اکنون در حال بهبود استانداردهای اجتماعی و اقتصادی و سرمایه گذاری برای ارتقای کیفیت سیستم بهداشتی خود است. استراتژی دارویی تا سال 2020 که از سال 2010 آغاز شده است، در تلاش برای نوسازی صنعت داروی کشور و کاهش اتکا به داروهای وارداتی است. دولت در حال حاضر بیش از 4 میلیارد دلار برای خودکفایی 50 تا 70 درصدی روسیه تا سال 2020 اختصاص داده است. استراتژی دارویی سال 2020 مستلزم ایجاد چندین ساختار «بیو فارما» و همچنین انجام مداوا و پروژه های درمانی ترجیحا با داروهای داخلی با ارائه مشوق های ویژه است.
    با این وجود در این استراتژی صنعت داروی روسیه نمی تواند، نقش موثر شرکت های چند ملیتی را نادیده انگارد. در واقع صنعت داروی روسیه در وضعیت فعلی از نظر پیچیدگی صنعت و هزینه، توانایی رقابت با بازار صنایع پیشرفته را ندارد.
    بنابراین منطقه ای سازی تولید دارو در روسیه به وسیله صنایع دارویی بزرگ و همچنین افزایش سرمایه گذاری درفعالیت های تحقیق و توسعه باید یک بستر مناسب برای رشد طبیعی صنعت دارو به وجود آورد.
    در شرایط حاضر بازار دارویی روسیه به صورت اساسی به داروهای جدید وارداتی از ایالات متحده، اروپا و هند وابسته است. هند از اعمال تحریم های روسیه به علت تاثیرگذاری بر صنایع بزرگ خود دوری کرده است. اکنون نیز پروژه کارخانه «کادیلا» با حمایت صنایع هندی با بودجه 150 میلیون دلاری در حال عملیاتی شدن است.
    روند توسعه بومی سازی، با آغاز استراتژی دارویی 2020 روسیه در سال 2010، بسیاری از شرکت های دارویی اروپا را با طرح های زیربنایی مستحکم برای سرمایه گذاری روانه کردند. ازجمله اینکه آنها در این باب یا ازطریق طرح های جدید، مشارکت یا با شرکت های روسی اعلام اتحاد کنند. نمونه های این طرح ها را می توان در توافق نامه «فرسنیوس» آلمان با «بینو فارم» روسیه و مشارکت «جانسون» بلژیک با «نیووک» روسیه مشاهده کرد. به رغم اینکه شرکت های آمریکایی سرمایه گذاری های بزرگی در روسیه نکرده اند؛ اما همتایان روسی آنان در دستیابی به شرکت های بیو فارما و همچنین سرمایه گذاری در چندین پروژه تحقیق و توسعه در ایالات متحده نقش داشته اند.
    هرچند در این زمینه مثال های نقضی هم وجود دارد، از جمله اینکه شرکت های معدودی با سرمایه گذاری شرکت های آمریکایی در روسیه فعال شده اند، مثل کمپانی وروفارم که توسط آبوت راه اندازی شده است یا اینکه با برون سپاری ام.اس.دی به تولیدکننده روسی آکریخین می توان حرکت های مشارکتی معدودی را بین کمپانی های روسی و آمریکایی مشاهده کرد. آبوت در این زمینه ۳ تیرماه از خرید سهام هلدینگ گاردن هیل در وروفارم خبر داد که تا نهایی شدن معامله به بیش از ۹۰درصد سهام خواهد رسید.
    رقم معامله ۳۹۵ تا ۴۹۵ میلیون دلار است. وروفارم تولیدکننده ۱۰۰ نوع محصول دارویی با بیش از ۲۰۰۰ هزار نفر کارمند است که اکنون محصولاتی در زمینه داروهای قلبی و بیماری های زنان و سیستم مرکزی اعصاب و انکولوژی دارد و واحد های جدیدی نیز در آن در حال احداث است. بهای این معامله، نقدی بوده است و آبوت انتظار کسب درآمد ۱۵۰ میلیون دلاری را برای سال آینده دارد. واقعیت این است که شرکت های بزرگ سعی دارند که برای تحقق رویای دارویی 2020 روسیه وارد عمل شوند، زیرا می دانند آنها درحال ورود به یکی از پررونق ترین بازارهای دارویی جهان هستند. 
         چگونگی حذف تحریم ها
    تعلیق روسیه از G8 یکی از اقدامات قابل توجه در اعمال تحریم ها توسط اتحادیه اروپا و ایالات متحده بود. وضعیت این تحریم ها بیشتر دارای شکل سیاسی و کمتر دارای حالت اقتصادی هستند و به نظر نمی رسد روسیه در درازمدت تحت تاثیر آنها قرار بگیرد. سودمندی بازار داروی روسیه برای اروپا و به مقدار کمتر برای آمریکا مانع از تشدید تحریم ها و لابی گری در مقابل آنها شده است، به ویژه آنکه طرح بازار دارویی روسیه که منجر به گسترش آن از رقم 24 میلیارد دلار به 35 میلیارد دلار در عرض 4 سال آینده خواهد شد. در حال حاضر فرانسه نشان داده است که به هیچ وجه حاضر به حذف معاملات اقتصادی به واسطه انگیزه های سیاسی نیست. روسیه نیز با عقد قرارداد 400 میلیارد دلاری گاز با چین راه های خود را به سوی همسایگان آسیایی باز کرده است. 
         موضع روسیه
دولت روسیه از هرگونه اقدام تلافی جویانه علیه اتحادیه اروپا و ایالات متحده اجتناب می کند؛ هرچند که تهدیداتی در مورد این اقدامات انجام داده است. اما بنظر می رسد هرگونه اقدام منجر به تاثیرگذاری در استراتژی دارویی 2020 روسیه خواهد شد.
    محدودیت های واردات دارو در این شرایط به ویژه برای داروهای جدید اعمال خواهد شد؛ درحالی که صنایع داخلی هنوز از امکان تامین چنین محصولاتی به دور هستند. کمیته بهداشت عمومی مجلس روسیه اخیرا مصوبه تسهیل در دسترسی به داروهای جدید غربی را تصویب کرده است. علاوه بر این، دولت در شرایط ژئوپلیتیک شکننده فعلی از چندان علاقه ای در به هم زدن واردات دارویی غرب برخوردار نیست. بدیهی است که در این شرایط شرکت در مناقصات برای شرکت های غیرمستقر مشکل تر خواهد شد و ادامه تحریم ها منجر به ایجاد انگیزه های بسیار برای روسیه خواهد شد تا در جهت ادامه سیاست های بومی سازی تولید مواد اولیه و محصولات داخلی اقدام کند.
    کرملین به صورت جدی در صدد در اختیار داشتن چرخه کامل تولید بومی دارو است تا از تحت کنترل داشتن این صنعت استراتژیک اطمینان حاصل کند. این اطمینان خاطر منجر به تضمین داشتن هر گونه دارویی در هر برهه ای از ماجراهای سیاسی کشور خواهد بود. چه در زمان کاهش دارویی و چه در ممنوعیت تجارت دارو و تحریم ها.
    
     نتیجه 

نقش آفرینی روسیه به عنوان یک بازیگر بزرگ در صنعت دارو اکنون در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. اقتصاد قوی روسیه به عنوان محرک بزرگی در صنعت داروی این کشور عمل می کند؛ اما غرب نیز در صدد ایجاد اختلال در شرایط با ثبات روسیه است.
     بحث های بسیاری از تاثیرگذاری ارتباط G8 با روسیه مطرح است. خبرگزاری بلومبرگ بر این باور است بحران های ارتباطی روسیه با جهان غرب منجر به ایجاد شرایط بی ثبات در سرمایه گذاری در آن خواهد بود و انتظار خروج سرمایه تا حد 100 الی 150 میلیارد دلار را دارد. اما شرکت های غربی همچنان به امید استراتژی دارویی 2020 روسیه همچون عملکرد آبوت در مورد وروفارم ولی با احتیاط عمل خواهند کرد.
    دیدگاه های روسی در این گونه بحران ها همواره از گشودن درها و جهت گیری به سوی شرق برای نشان دادن قابلیت بازیگری خوب در بازی های سیاست و اقتصاد دارد. این بار نیز به نظر می رسد، پوتین نگاه به شرق خود را از سر اضطرار مجددا آغاز خواهد کرد و در نهایت برای حفظ اصول بقا و قدرت و اقتصاد در دنیایی که سیاست هایش از کوچک ترین محفل تا بزرگ ترین اجلاس هایش فقط بر پاشنه پول و اقتصاد می چرخد با غرب آماده به سازش به تفاهم خواهد اندیشید.
    
    منبع: دنیای اقتصاد، شماره 3259 تاریخ 11/5/93، صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان)، نویسنده: مهندس توفیق وحیدی آذر*مدیر توسعه و تکنولوژی های نوین داروسازی شهید قاضی - برگرفته از: گزارش های بازار دارو و STEM




بازدید : 91749
نویسنده : malasfarham

معاون حمایت و سلامت خانواده کمیته امداد امام خمینی (ره) استان کرمانشاه: کمیته امداد حمایت از 1500 بیمار صعب العلاج و خاص در استان کرمانشاه را برعهده گرفت     کرمانشاه- خبرنگار رسالت: معاون حمایت و سلامت خانواده کمیته امداد امام خمینی (ره) استان کرمانشاه گفت: کمیته امداد استان کرمانشاه از1500 بیمار صعب العلاج و خاص در این استان حمایت می کند. پیونده افزود: بیماران صعب العلاج و خاص به بیماران دیالیزی، هموفیلی، پیوند کلیه، تالاسمی، ام اس و بیمارانی که تا پایان عمر با بیماری های لاعلاج دست و پنجه نرم می کنند گفته می شود. 

به گفته پیونده این بیماران از بیمه و کمک هزینه های درمانی کمیته امداد برخوردار می شوند. وی در ادامه به بهره مندی 55 هزار مددجو در استان کرمانشاه از بیمه درمانی کمیته امداد اشاره کرد و یادآور شد: کمیته امداد در راستای ارائه خدمات درمانی به مددجویان بیمه شده با 358 مرکز درمانی در استان تعامل دارد که این مراکز شامل داروخانه ها، پاراکلینیک ها، پزشک عمومی، پزشکان متخصص و... می شود.




بیمارانی که فکر می کنند بیمارند
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 91775
نویسنده : malasfarham

اختلال خودبیمار انگاری ریشه در وسواس و افسردگی دارد

سرش درد می کند، چشم هایش سیاهی می رود و از همه بدتر، نفسش است که گاهی بسختی بالامی آید. احساس می کند زندگی برایش، نه سخت که غیرقابل تحمل شده و هر لحظه منتظر شنیدن حرفی و خبری در مورد بیماری اش است، اما انگار هیچ پزشکی بیماری اش را تشخیص نمی دهد و به او نمی گوید به چه مشکلی مبتلاشده و باید چه کار کند.
    خودش فکر می کند پزشکان نمی توانند عامل اصلی را پیدا کنند و او مجبور است از مطب این پزشک بیرون بیاید و سراغ پزشک دیگری برود تا شاید بالاخره یکی از آنها بتواند این بیماری عجیب و غریب را تشخیص دهد.
    چند وقتی می شود این روال را در پیش گرفته و به همین دلیل با جواب آزمایش های متعدد، عکس ها و سونوگرافی های جورواجور و نظرات و پیشنهادهای مختلف، به پزشکان زیادی مراجعه کرده تا شاید یکی بتواند کمکش کند. او همه این زحمات و رنج ها را تحمل می کند، غافل از این که واقعا بیمار نیست و اصلامشکلی در جسمش ندارد که تشخیص داده شود یا نشود. مساله این است که او باید به دنبال پیدا کردن عامل زمینه ساز این بیماری در روح و روانش باشد؛ مشکلی که در گروه اختلالات روانپزشکی جای می گیرد.
    دکتر سیدهادی معتمدی، روانپزشک در گفت وگو با جام جم درباره این اختلال چنین توضیح می دهد: در علم روانپزشکی، بیماری هیپوکندریا یا اختلال خود بیمار انگاری از انواع بیماری هایی به حساب می آید که فرد با وجود برخورداری از سلامت جسمی، همچنان خود را بیمار می داند.
    دکتر معتمدی با بیان این مطلب یادآور می شود: این بیماری به نوعی ریشه در وسواس و افسردگی دارد.
        چه کسانی در معرض خطرند؟
    تصور کنید یک روز با احساس سردردی شدید از خواب بیدار می شوید. مسلما اولین فکری که به ذهن تان می رسد این است که خوب نخوابیده اید و خستگی و بدخوابی باعث سردرد شده، شاید هم عامل ساده دیگری را در بروز این درد موثر بدانید، چون سردرد از آن مشکلاتی است که می تواند علل متعددی داشته باشد. بعضی از افراد هم به محض روبه رو شدن با همین درد و ناراحتی همه گیر، آن را به مشکلات و بیماری هایی بسیار جدی مانند احتمال وجود غده ای در مغز یا بروز سرطان ارتباط می دهند.
    اغلب این اشخاص به گفته دکتر معتمدی، کسانی هستند که یا میان دوستان و اطرافیان شان با بیمار سختی مواجه بوده اند و شخصی را با این علائم دیده اند که این موضوع موجب نگرانی شان شده است یا در دوران کودکی در مورد بیماری خاصی صحبت و سخن زیاد شنیده و بر آن تمرکز کرده اند.
    علاوه بر این موارد، خانواده های وسواسی و حساس هم در میان صحبت ها و با نوع عملکردشان می توانند چنین حسی را در وجود فرزندان شان ایجاد کرده و پرورش دهند.
    آن طور که این روانپزشک می گوید: این بیماری در هر دو گروه مردان و زنان مشاهده می شود، ولی احتمال بروز آن میان خانم ها کمی بیشتر از آقایان است. همچنین در سنین جوانی و میانسالی، افراد بیشتر با این مشکل روبه رو خواهند شد و با آن دست و پنجه نرم خواهند کرد.
        نوع بیماری براساس شرایط انتخاب می شود
    کسانی که دچار چنین اختلالی می شوند، معمولابا علائم جزئی و گاه بی اهمیت، به بیماری های جدی و مهم فکر می کنند. برای همین، یک روز به فکر سرطان می افتند و روز دیگر نگران ابتلابه هپاتیت هستند؛ بعضی وقت ها هم سراغ انواع تومورها می روند و خلاصه حسابی برای خودشان نسخه می پیچند.
    دکتر معتمدی با اشاره به این که افراد مبتلابه چنین اختلالی، متناسب با شرایط روز به بیمار ی های متفاوت فکر می کنند، یادآور می شود: زمانی که در جامعه در مورد بیماری خاصی مانند ام اس بیش از پیش صحبت می شود و در مورد این بیماری تبلیغات زیادی انجام می گیرد، چنین افرادی بیش از آنچه باید به این بیماری فکر می کنند یا وقتی یکی از اطرافیان یا آشنایان به بیماری ای مبتلامی شود، چنین مشکلی بسیار فراتر از واقعیت به چشم شان خواهد آمد.
    این روانپزشک می افزاید: زمینه بروز این اختلال در افسردگی یا وسواس نهفته است و بر همین اساس، خودبیمار انگاری تقریبا درمان های مشابهی با افسردگی و وسواس دارد.
        این بیماران درمان می شوند
    نکته مهم در مورد این اختلال آن است که بعضی افراد، هیچ تلاشی برای تغییر وضعیت خود نمی کنند و با این طرز فکر که اختلال خود بیمار انگاری، درمانی ندارد خودشان را از درمان محروم می کنند. در صورتی که به گفته دکتر معتمدی، مشکل اغلب این افراد قابل درمان است و اگر به روانپزشک مراجعه کنند می توانند زندگی ای طبیعی داشته باشند.
    وی ادامه می دهد: خیلی طبیعی و البته لازم است که اگر مشکل جسمی خاصی برای هر فردی پیش بیاید یا نشانه ای از یک بیماری در بدنش وجود داشته باشد، برای تشخیص و درمان بموقع به پزشک مراجعه کند، اما کسانی که به این اختلال دچار می شوند، فقط به بیماری های مهم و جدی فکر می کنند. اینها با دیدن کوچک ترین تغییری در جسم شان به یاد بیماری های سخت و اغلب غیرقابل درمان می افتند.
    وی با تاکید بر این که هزاران علت مختلف برای بروز یک بیماری وجود دارد و عوامل متعددی می تواند زمینه ساز ابتلابه بیماری شود، توضیح می دهد: کسانی که از اختلال خودبیمار انگاری رنج می برند، معمولااز نظر شناختی مشکل دارند و هر موضوعی را خیلی جدی تر و بزرگ تر از واقعیت می بینند و نشان می دهند.
    این روانپزشک با بیان این که در 99 درصد موارد، این افکار بیهوده است و فقط فرد را نگران می کند، خاطرنشان می کند: با استفاده از درمان های دارویی، روان درمانی، درمان های حمایتی و اطمینان بخشی به این گروه از افراد می توانیم این مشکل را برطرف کنیم که البته گاهی بر اثر یک هیجان، استرس یا اتفاق خاصی که در زندگی پیش می آید، چنین اختلالی عود می کند، ولی دیگر خیلی پایدار نخواهد بود و در اغلب موارد، چنین افرادی پس از درمان مشکلی نخواهند داشت.
    
منبع: جام جم، شماره 4044 ، تاریخ 22/5/93، صفحه 16 (سلامت)، نویسنده: نیلوفر اسعدی بیگی




ایدز، خطر ابتلا به ام‌اس را کاهش می‌دهد!
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 91852
نویسنده : malasfarham

ایدز، خطر ابتلا به ام‌اس را کاهش می‌دهد!

متخصصان علوم پزشکی با بیان این مطلب در مجله «عصب‌شناسی، جراحی مغزواعصاب و روانپزشکی» تاکید کردند در صورتی که مطالعات بیشتر بتواند این رابطه را قوی‌تر تایید کند، این یافته‌ می‌تواند یک گام جدی و امیدبخش در درمان ام‌.اس باشد.
ایسنا نوشت: پزشکان می‌گویند: شواهد آماری، این فرضیه را که ابتلا به ایدز خطر ابتلا به ام‌.اس را کاهش می‌دهد، تایید کرده است. آمار نشان می‌دهد بیماران انگلیسی آلوده به ویروس اچ‌آی‌وی کمتر از افراد عادی به بیماری ام‌.اس مبتلا می‌شوند.

متخصصان علوم پزشکی با بیان این مطلب در مجله «عصب‌شناسی، جراحی مغزواعصاب و روانپزشکی» تاکید کردند در صورتی که مطالعات بیشتر بتواند این رابطه را قوی‌تر تایید کند، این یافته‌ می‌تواند یک گام جدی و امیدبخش در درمان ام‌.اس باشد. در یکی از نمونه‌ها در سال ۲۰۱۱ میلادی پزشکان به یک بیمار ۲۶ ساله استرالیایی برخوردند که چند ماه پس از تشخیص ابتلا به ایدز به ام‌‌اس مبتلا شد اما پس از آنکه این بیمار مصرف داروهای ایدز را شروع کرد، علایم ام‌‌اس در وی به طور کامل ناپدید شد.

این مساله باعث شد تا متخصصان دانمارکی به مطالعه تاثیر داروهای ضد بازگشت ویروسی ایدز بر درمان یا کند کردن روند پیشرفت ام‌‌اس بپردازند اما جامعه آماری آن‌ها به حدی کوچک بود که نتوانستند به یک نتیجه‌گیری قطعی دست یابند. اما در جدیدترین مطالعه‌ای که در این رابطه انجام شده، تیمی از پزشکان به سرپرستی «جولیان گلد»، یک بانک اطلاعاتی انگلیسی را در بیمارستان پادشاهی ولز مورد بررسی قرار داد و روند درمانی بیماران این بیمارستان را حدفاصل سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۱ میلادی تحلیل کرد. در این باره زمانی بیش از ۲۱ هزار نفر که در این بیمارستان درمان شدند به ویروس اچ‌آی‌وی آلوده بودند. آن‌ها این افراد را با جامعه پنج میلیون و ۳۰۰ هزار نفری افرادی که به ایدز مبتلا نبودند اما به دلیل بیماری‌های خفیف و آسیب‌دیدگی در این بیمارستان درمان شدند، مقایسه کردند.
در گروهی که به ویروس اچ‌آی‌وی مبتلا بودند تنها هفت نفر طی این سال‌ها به ام‌‌اس مبتلا شدند که این تعداد بسیار پایین‌تر از ۱۸ نفر مورد پیش‌بینی شده بود و این آمار به معنای کاهش تقریبا دوسومی در احتمال ابتلا به این بیماری بوده است.
به نقل از خبرگزاری فرانسه، با این حال نگارندگان این مطالعه به ضعف‌های این تحقیق اذعان دارند. به عنوان مثال آن‌ها مطمئن نیستند که آیا مبتلایان به ویروس اچ‌آی‌وی از داروهای ضدویروس برای سرکوب این بیماری استفاده کرده‌اند یا خیر؟ آن‌ها گمان می‌کنند به دلیل اینکه سیستم عصبی دوباره کنترل خود را به دست می‌آورد، علائم ام‌اس متوقف می‌شود. با این حال تاکید کردند یافته‌های آن‌ها پس از گذشت بیش از ۱۷۰ سال از کشف بیماری ام‌‌اس می‌تواند در درمان احتمالی آن بسیار حیاتی باشد.
ام‌‌اس یک بیماری پیش‌رونده است که در آن مغز و سیستم اعصاب مرکزی از سوی سیستم ایمنی مورد حمله قرار گرفته و غلاف میلین نورون‌ها (سلول‌های عصبی) را تخریب می‌کند.




I have M.S
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 92354
نویسنده : malasfarham

ام.اس چـــــــــــــت




حلقه وصل طب سنتی با طب نوین
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 92260
نویسنده : malasfarham

کودکی دبستانی بودم که در سفری به همدان به مزار «حجت الحق شرف الملک ابوعلی سینا» رفتم. متاسفانه از آن زمان به بعد فرصت دوباره ای پیش نیامد که از این شهر و از این مزار دیدار مجددی داشته باشم، ولی در طول تمام این سال ها که دانشجوی پزشکی بودم و بعد از آن به طبابت پرداختم، یاد و خاطره آن سفر همواره با من بوده است. البته دیدی که از «ابن سینا» داشتم بارها و بارها ارتقا یافته و اگر تا مدت ها این استاد اعظم در نظر من یک نابغه و یک پزشک توانا بود، اکنون که بسیار بیشتر با آثار وی به خصوص کتاب «قانون» آشنا شده ام، «ابن سینا» نقش مرجعی را یافته است که به دلایل بسیاری باید به او رجعتی بنیادی داشته باشیم.
    کسی همچون من که در نظام پزشکی نوین رشد کرده، چارچوب فکری مشخصی دارد. پارادایم حاکم بر پزشکی آنقدر محکم و مستدل است که عملاراه را بر هرگونه تفکر دیگری می بندد. من نیز به عنوان یکی از دست پرورده های چنین مکتبی تا همین چندی پیش این گونه فکر می کردم. تحقیقی در مورد عادات بیماران مرا با حقایقی آشنا کرد که نشان می داد ما پزشکان چقدر در ارتباط با بیماران به مهم ترین خواست های آنان بی توجه هستیم.
    من در این تحقیق به دنبال آن بودم که بدانم چرا بسیاری از بیماران از روش هایی به غیر از طب نوین (همانند طب های سنتی یا طب های مکمل) استفاده می کنند. جواب هایی که برای این رفتار بیماران ذکر شده بود، بسیار جالب بود: مثلااینکه طب نوین به خصوص در درمان بیماری های مزمن ناتوان است یا بیماران می خواهند در روند درمانشان دخیل باشند ولی طب نوین که بر اساس حاکمیت مطلق آموزه های پزشکی شکل گرفته، چنین اجازه ای را نمی دهد. اما مهم ترین موضوع این بود که طب های سنتی و مکمل، از مبانی ای استفاده می کنند که همگونی بیشتری با عقاید فلسفی و متافیزیکی بیماران دارد. بسیاری از بیماران به وحدت کامل روح، روان و بدن معتقدند، موضوعی که در طب جدید، چندان تعریف شده نیست. طب نوین بر اساس پارادایم علم بعد از رنسانس شکل گرفته است. کتاب «هاریسون» در طب داخلی که یکی از بهترین کتاب هایی است که من تاکنون مطالعه کرده ام، این پارادایم را به شکلی اعلاشرح می دهد. ما در این آموزه ها، هیچ گاه نمی توانیم این گونه استدلال کنیم که فلان روش درمانی درست و موثر است زیرا سبب هماهنگی بین روح و بدن می شود، بلکه طب نوین این گونه استدلال می کند که فلان روش درمانی درست است زیرا در مطالعه ای انجام شده که به صورت اصطلاحا «مورد- شاهدی» صورت گرفته است، دیده شده که اثر فلان دارو یا فلان روش درمانی در گروه بیماران نسبت به گروه کنترل به صورت معناداری بالاتر بوده است. متدولوژی طب نوین برای ذهنیت بسیاری از بیماران چندان قابل درک نیست. جملاتی همچون اینکه چرا شما پزشکان از داروهای گیاهی استفاده نمی کنید؟ یا دکتر من داروی شیمیایی استفاده نمی کنم، از جملات متداول بیماران است. جواب های ما، معمولابرای بیماران قانع کننده نیست. ما در پاسخ بیماران می گوییم که تا به حال اثربخشی این داروهای گیاهی از نظر علمی ثابت نشده است. آنچه ما می گوییم در واقع لزوم انجام مطالعه مورد-شاهدی است و آنچه بیماران می گویند همان وحدت روح و بدن از طریق استفاده از مواد طبیعی (گیاهی) است.
    این تحقیق برای من معنادار نمی شد مگر در سایه آموزه هایی که در باب انسان شناسی پزشکی از دوست دانشمندم دکتر «پیمان متین» کسب کردم. انسان شناسی پزشکی گرچه در جامعه ما مهجور و ناشناخته است، ولی اکنون به صورت روزافزونی در مهم ترین دانشگاه های پزشکی دنیا تدریس می شود. آنچه در بالاذکر شد، یکی از موضوعات مورد توجه انسان شناسی پزشکی است. با مطالعه این علم متوجه شدم که ما به جای طب نوین، نظام پزشکی کثرت گرا داریم و همه سیستم های پزشکی در تشکیل این نظام متکثر، نقش دارند و طب مدرن صرفا یکی از این نظام هاست. یکی از دلایل اصلی بقای چنین نظام های متنوعی، بی شک اقبال بیماران به این روش هاست. در واقع انسان شناسی پزشکی به ما نشان می دهد که تمایلات انسانی و نیز اعتقادات بیماران و چگونگی برخورد فرهنگ با بیماری تا چه میزان می تواند روند درمان را متاثر نماید. از سوی دیگر باید توجه داشت که طب های سنتی همچون طب اسلامی-ایرانی یا طب سنتی چینی یا آیورودا، چندین قرن ، پارادایم حاکم در عرصه پزشکی بوده اند و اگر کارایی نداشته و موثر نبودند، نمی توانستند با وجود این همه پیشرفت در عرصه علم پزشکی، دوام پیدا کنند. همه آنچه گفتم و بسیاری از موضوعات دیگر که در اینجا ناگفته باقی ماند، مرا به آنجا رساند که بررسی طب سنتی و به روزکردن آن، موضوع بسیار مهمی برای پزشکان ایرانی است. اما به اینجا که رسیدم، عملابا نظامی ازهم گسیخته روبه رو شدم که متاسفانه به دلیل سوءاستفاده، فقط بازارمکاره ای شده که عده ای سودجو که اطلاعی از طبابت و درد و آلام بیماران ندارند، با سرکیسه کردن بیماران، سبب بدنامی طب سنتی ما و حکیمانی می شوند که قرن ها فقط با فکر بهبود وضعیت سلامتی بیماران، این بنای عظیم طب سنتی اسلامی-ایرانی را بنا نهاده اند و باز اینجا بود که این بار البته از نگاهی دیگر به «ابن سینا» اندیشیدم.
    «ابن سینا» حلقه وصل طب سنتی با طب نوین است. در کتاب قانون «ابن سینا» به تعداد زیادی از مفاهیم نوین در موارد مختلفی همچون سردرد، التهاب عصب چشم و آگنوزیا برمی خوریم و از سوی دیگر این کتاب مملو از روش هایی وحدت گرا در برخورد با بیماری هاست. نمونه مشهور آن بیماری عشق است و اینکه چگونه عشق می تواند انسان را تا مرز نابودی پیش ببرد. او به معرفی بیمارانی می پردازد که چگونه عشق آنها را از تکلم و آب و غذا می اندازد و طبیب با گرفتن نبض او و عنوان کردن نام محله ها، کوچه ها، خانه ها و دختران ساکن در آن خانه، معشوقه فرد بیمار را پیدا کرده و با آوردن او بر سر بالین فرد، بیماری او را مداوا می کند. این بیماری و روش درمان آن، نمونه مشخصی است که نشان می دهد تفکرات یک بیمار چگونه می تواند بر روند درمان اثر بگذارد. به گمانم اگر نظامی که «ابن سینا» در به وجود آوردنش نقش بسیار مهمی را ایفا کرده، به روز شود می تواند، الگویی باشد برای تحول در نگاه پزشکان به مقوله بیمار و بیماری.
    درست است که از منظر تاریخی، حاذق بودن «ابن سینا» توسط کتاب قانون معرفی می شود اما به عنوان یک پزشک، مطمئنم که مهم ترین علت حضور بلامنازع «ابن سینا» طی قرن ها در عرصه پزشکی، اهتمامی بوده که او در التیام آلام بیماران داشته است. این دست توانای «ابن سینا» بوده که تا زمان حال و تا آینده های دور، نام او را پرآوازه نگه خواهد داشت.
          

 منبع: روزنامه شرق، ش 2094 تاریخ 1/6/93، ص7 (علم)نویسنده: عبدالرضا ناصرمقدسی*متخصص مغز و اعصاب، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات «ام اس»




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید