پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
و خدایی که همین نزدیکی ست...
نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393
بازدید : 91414
نویسنده : malasfarham

از بچگی فکر میکردم خدا یه جاییه اون بالاها، یه جای خیلی دور وسط آسمونا و داره با یه لبخند ریز و مهربون نگام میکنه، وقتاییم که کار بدی میکنم و ازم ناراحت میشه یه کوچولو اخم میکنه و راهو برای برگشتم باز میکنه و یواشکی هدایتم میکنه برم تو مسیرش. امروز فهمیدم خدا تو آسمونا نیست، یه جاییه همین جاها، همین نزدیکیا. مگه نه اینکه خودش گفته از رگ گردن به ما نزدیکتره! خوب دستتونو بزارید رو رگ گردنتون، هنوز بهش نرسیدید و این ینی خدا یه جاییه نزدیک تر از این دستِ رو گردن. خودِ رگ رو هم حتی اگه بگیری بازم دوری. چون گفته نزدیکتر... این ینی اینکه خدا یه چیزیِ درون من. یه چیزیه تو اعماقِ وجودیِ خودم، یه جایی همین نزدیکیا خیلی خیلی نزدیک. برای رسیدن به خدا آدم باید به خودش برسه، خودشو پیدا کنه...

درست میگن که نماز و روزه راهیه برای نزدیک تر شدن به خدا. نه اینکه خدا دور باشه و ما بخواییم با این کارا بهش نزدیک بشیما نه. خدا همین جاست فقط این ماییم که از خودمون دور میشیم. برای خودمون وقت نمیزاریم. اونقدر غرق آدما و دنیای اطراف میشیم که خودمون رو فراموش میکنیم. یادمون میره که یه وجودی درون ما هست که باید ناز و نوازشش کنیم، باید براش وقت بزاریم؛ اگه ازش غافل بشیم غصه می خوره، مریض میشه و تا مدت ها باید براش وقت بزاریم تا جبران این کم توجهی بشه. 




مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟