|
|
|
نوشته شده در دوشنبه 09 تیر 1393
بازدید : 91740
نویسنده : malasfarham
|
|
پسری دختر زیبایی رو تو خیابون دید..... شیفته اش شد.... چند ساعتی با هم تو خیابون قدم میزدند ک یهو یه مازراتی جلوی پاشون ترمز کرد...... دختره ب پسر گفت: خوش گذشت اما من همیشه نمیتونم پیاده راه برم...........کار نداری؟؟ بای.....!!!!!! دختره نشست تو ماشین.... راننده بهش گفت: خانوم ببخشید میشه پیاده شید؟؟؟؟؟من راننده این اقا هستم....
|
|
|